بیوگرافی زهیر یاری و همسرش +عکسها و گفتگو

[ad_1]

زهیر یاری

زهیر یاری بازیگر سینما و تلویزیون متولد 26 فروردین 1359 در تهران می باشد و 37 سال سن دارد.

تحصیلات : یاری دارای مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران است. 

وی یک برادر کوچکتر از خودش به نام شعیب دارد و او برادر زاده حسین یاری بازیگر سینما نیز می باشد.

وی در سریالهای زیادی حضور داشته است اما حضور او در سریال یوسف پیامبر در نقش بنیامین جدی تر بود و بعد از آن در کارهای بیشتری حضور یافت.

وی به تازگی نیز سریال لژیونر در نقش به کارگردانی مسعود آب پرور را در حال پخش دارد که از شبکه تهران پخش میگردد.

ازدواج و همسر

زهیر یاری تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

زهیر یاری و همسرش

زهیر یاری برادر زاده حسین یاری که از بازیگران سینما و تلویزیون است می باشد.  

زهیر یاری و حسین یاری

گفتگو با زهیر یاری 

در تمام سال هایی که کار کردی بزرگترین تجربه ای که به دست آوردی چی بوده؟

خیلی چیزها، هر روز بازیگری تجربه است. بازیگری بهت یاد می ده که صبور باشی، بازیگری یادت می ده که حسود نباشی چون هم جا برای تو هست و هم زمان! چون وقتی حسادت داشته باشی به همون اندازه همه کینه می یاد و بعد از کینه نسبت به همه بدگمان می شی، بازیگری بهم یاد داد که آرامش داشته باشم، آرامش داشتن مساوی است با درست کار کردن! چون قبل از این خیلی با خودم کلنجار می رفتم و اطرافم زیادی شلوغ بود اما حالا با آرامش، صبوری، بی حسادت و کینه کاری می کنم و از کارم هم لذت می برم.

تا به حال نقدی را درباره خودت شنیدی که برات جای پیشرفت داشته باشه؟

صددرصد. همیشه بزرگترین منتقد می تونه خودِ فرد باشه، وقتی تو با همه توانایی که داری اونقدر منصفانه درباره خودت حرف بزنی یعنی می دونی اشکال کارت کجاست. اینکه من جنبه خودم را بالاتر از آن چیزی که هست ببرم. من در سریال «میلیاردر» با خودم خیلی شوخی می کردم، برای اینکه بهمن یک سری بچگی داشت که من اون را به خوبی می شناختم و ما به ازای بیرونی اش را در وجود خودم می دیدم و این انتقادی بود که به زهیر یاری ایام نوجوانی داشتم که چقدر سطحی و کودکانه نگاه می کردم. خدا را شکر که از این ماجرا آسیبی ندیدم اما این نگاه سطحی و کودکانه برای همه عمر جواب نمی ده. بزرگترین نقدی که خودِ زهیر یاری به خودش می کنه اینه که جدی باشم و واقعیت را آن طوری که هست بپذیرم و دنیای اطراف را واقعی و با مختصات خاص خودش ببینم و دیگه دچار سَبُکسری نشوم.

در همه کارهایی که بازی کردی خوب ظاهر شدی! چه آن نقش های تاریخی مثل «یوسف پیامبر»، چه کارهای طنز تقریباً اجتماعی! اما بهمن سریال «میلیاردر» چیز دیگری بود، چرا در این سریال این قدر خوب ظاهر شدی؟

بهمن این چیزی نبود که مردم دیدند. من بهمن را بزرگ کردم، باهاش مدارا کردم، تا شد این. عشق بهمن به خانم سرور و آن شعر خواندن ها را من در دل کار آوردم البته با مشورتی که با زامیاد سعدونیان نویسنده کار و همین طور علیرضا امینی کارگردان داشتم. من سر این کار آرامش داشتم و این آرامش به خاطر وجود علیرضا امینی است که دست بازیگرش را باز می گذارد. بهمن کلی انرژی داشت و من می دونستم که کجا باید این انرژی را تخلیه کنم. یادمه در همان روزهای اول هم به علیرضا امینی گفتم من بهمن را طور دیگری بازی می کنم چون براش خواب های اساسی دیده بودم. بهمن در ابتدا مشخصات خاصی نداشت اما کمی که گذشت بهمن را بازسازی کردم. کلی هم ایده داشتم برای «میلیاردر ۲» که از قرار معلوم و طبق شنیده های من و با خبر جدیدی که به دستم رسیده قرار که ساخته شود.

مردم به طور یقین بهمن سریال «میلیاردر» را باور کردند، فکر می کنی بعد از این وقفه چند ماهه و حالا با پخش سریال «اولین انتخاب» مردم تو را به عنوان فرزاد این کار باور می کنند؟

امیدوارم. هیچ نقشی را نمی شود با نقش قبلی یک بازیگر مقایسه کرد چون آن انرژی که من برای بهمن گذاشتم با فرزاد این سریال قابل قیاس نیست. چون فرزاد مثل بهمن چندان طنز نیست. لحظات طنز داره اما بیشتر واسطه است برای دیده شدن دیگران. من کارم را انجام دادم، قضاوت آن را می گذارم به عهده مردم.

عکسهای زهیر یاری

زندگی خوب خیلی چیزها به آدم هدیه می کنه، زندگی به تو چه هدیه هایی داده؟
هدیه زندگی در این ۳۴ سال برایم این بوده که دارم یاد می گیرم بدی ها و تلخی ها را برای خودم قابل هضم کنم، چون همان طوری که در زندگی به دست می آوریم همان طور هم از دست می دهیم! شاید فاصله این دو از نظر زمانی زیاد یا کم باشد ولی این اتفاق حتماً می افتد، قانون روزگار همین است. برای همین موقع به دست آوردن زیاد هیجان زده نمی شوم تا موقع از دست دادن افسرده نشوم!

از تجربه بازیگری گفتی، بزرگترین درسی که از زندگی گرفتی چه بوده؟

زندگی یادم داد که صبور باشم، عجله نکنم، زندگی یادم داده ریتم زندگی را طوری حفظ کنم که اگر اتفاقی قرار است برایم بیافتد آن طوری که خدا برایم رقم زده بیافتد. صادقانه تر بگویم شاید پیش از این، از اتفاقی که برایم می افتاد لذت کافی نمی بردم، نمی دونم شاید چون درک درستی از آن نداشتم و مختصات کلی زندگی را نمی شناختم و مدام پریشان بودم برای چیزهایی که زمان به دست آوردنشان برایم نرسیده بود، برای همین از لذت های زندگی بی دلیل خودم را محروم می کردم. مثلاً من اهل سفر نبودم و اگر به سفر می رفتیم مدام دل دل می کردم که کی تمام می شود تا من برگردم، اما حالا لزوم وجود سفر را خوب می دانم! حالا دارم تلاش می کنم از زندگی لذت ببرم، از بارونی که زیرش بروم، خیس شوم و مثل گذشته حرص نخورم حتی تلاش می کنم که دوستش داشته باشم. زندگی یادم داد که زندگی را درست و با لذت زندگی کنم.

دلت می خواد «راه زندگی» مردم به کجا ختم بشه؟

من همیشه می گویم ما به این دنیا آمدیم تا مسیری را طی کنیم تا به یک هدف بزرگتری برسیم. دلم می خواد روزگار به کسی تلخ و سخت نگذره، درسته که زندگی همه ما پُر از پیچ و خم و دست اندازه اما همه ما می دونیم که راه زندگی مون چیه، همه ما مولفه های زندگی را بلدیم فقط فراموش کاریم. همه ما از صبح تا شب درباره خوب و مفید بودن حرف می زنیم پس همانی باشیم که درباره آن می گویم و سعی کنیم برای زندگی، برای ادامه بقا و حیات زندگی دست خدا را خط نزنیم.

هر آدمی توی زندگی اش چیزهایی دارد که بهشون نرسیده، بزرگترین حسرت زندگی ات که همیشه بهش فکر می کنی؟

تقریباً آنچنان طلبی از خدا ندارم و بابت همه داشته ها و نداشته هایم شاکرش هستم، ولی از اونجایی که متاسفانه تا اندازه ای تنبل هستم خیلی دوست دارم قرصی را پیدا می کردم که یکباره زبان انگلیسی را مثل زبان مادری صحبت کنم، نمی دانم چرا اینقدر برایم غیر قابل دسترس شده.(باخنده)!

زهیر یاری و همسرش

سوالات من داره تموم میشه اما تو چیزی از خودت نگفتی، یه کمی از خودت بگو؟

چقدر این گفتگو را دوست داشتم که از معرفی شروع نکردی و اجازه دادی گفتگو مسیر دیگری را برود. اما درباره زهیر یاری. زهیر در فصل زیبا و بی نظیر بهار به دنیا اومده، ۲۶ فروردین سال ۱۳۵۹ در تهران، تحصیلاتش رو در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داده چیزی که هیچ ربطی به بازیگری ندارد و یک برادر کوچکتر از خودش داره به نام شعیب.

اینستاگرام زهیر یاری : instagram / zoheiryari

و اینکه زهیر یاری کیه! اون رو توی چند تا جمله یا کلمه برام تعریف کن؟

زهیر آدم مهربونیه، داره سعی می کنه صبورتر از قبل باشه، با شجاعت کامل می گه پیش از این یک خودخواهی افراطی داشته که آن را در خودش کمرنگ کرده، رفقاش براش خیلی اهمیت دارند، رک و رو راست، همیشه سعی می کنه رفتار صادقانه ای داشته باشه و از تظاهر کردن به شدت بدش می یاد. منطقی، حساس، کمی هم زود رنج! تازگی ها هم کم حوصله شده!

و حرف آخر، چیزی که شاید من نپرسیدم و از قلم افتاد؟

سپاس به خاطر این گفتگو که واقعاً آن را دوست داشتم. من واقعاً نمی دونم همین حالا چه کسی داره این گفتگو را کجای این سرزمین پهناور می خونه، شاید در مسیر سفر، شاید در خانه، شاید زیر سقف این آسمان بلند اما هر کجای این جهان که ایستادی، زندگی را درست و با صبوری زندگی کن. برای رسیدن به آن چیزی که دوستش داری عجله نکن فقط اجازه بده که زمان بگذره و یادت باشه که زهیر یاری یک روز این حرف ها را زد و تو آن را خواندی. به عنوان تماشاچی کارهایم دین ام را ادا کردم، چون تلاش کردم کلید واژه ۳۴ ساله ام را در اختیارات بگذارم. تلاش کنید شاد باشید! تمام!

بیوگرافی زهیر یاری

سریال های زهیر یاری 

مردان آنجلس (فرج ا… سلحشور)
مریم مقدس، (شهریار بحرانی)
گل بارون زده
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)

سال‌های مشروطه (محمدرضا ورزی) در نقش اصلان
یوسف پیامبر (فرج ا… سلحشور) در نقش بنیامین
تبریز در مه (محمدرضا ورزی)
سرگشته (محمدحسین حقیقی،‌سال ۱۳۹۰) در نقش عبیدا… بن حر جعفی

میلیاردر (علیرضا امینی) در نقش بهمن
اولین انتخاب (مهدی صباغ زاده، شهریور ۱۳۹۲) در نقش فرزاد
دیوار شیشه ای (راما قویدل، ۱۳۹۵)
لژیونر (مسعود آب پرور، ۱۳۹۶)

زهیر یاری ,عکس زهیر یاری ,بیوگرافی زهیر یاری

فیلم های زهیر یاری 

زخم شناسه حوا (حسین قناعت)
گزارش یک جشن (ابراهیم حاتمی کیا)
دلتا ایکس (علیرضا امینی)
فیلم های تلویزیونی زهیر یاری

معلم کوچولو (حسین قناعت)
دل آشوب (کرامت پورشهسواری، سال ۱۳۸۶)
پل (تینا پاکروان، سال ۱۳۹۱)
مسافر بهشت (فریدون جیرانی، سال ۱۳۹۱)
من مادرم (پژمان چشمی، سال ۱۳۹۳)

تاتر های زهیر یاری

سهراب، اسب و سنجاقک
کوچ در کوچ
کافه مک آدم (زنده یاد محمود استاد محمد)

شکار روباه (دکتر علی رفیعی)
عشق من حامد بهداد (زهیر یاری، افشین هاشمی)
خاطرات و کابوس های یک جامعه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان (دکتر علی رفیعی)

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی بهرام شاه محمدلو و همسرش +عکسها

[ad_1]

بهرام شاه محمدلو

بهرام شاه محمدلو بازیگر نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون و تئاتر متولد 25 آذرماه سال 1329 در تهران می باشد و 67 سال سن دارد.

تحصیلات : وی  در سال ۱۳۵۲ تحصیلاتش را در رشته هنرهای نمایشی دانشکده هنرهای زیبا به پایان برده‌است.

از مهمترین آثار وی می‌توان به مجموعه آقای حکایتی و سریال گرگ‌ها در نقش هامون اشاره کرد.

ازدواج و همسرش

بهرام شاه محمدلو متاهل است و با راضیه برومند بازیگر و نویسنده سینما ازدواج کرده است.

راضیه برومند گوینده، بازیگر تلویزیون و تئاتر، نویسنده و عروسک‌گردان ایرانی است.او خواهر مرضیه برومند و احترام برومند می باشد.

بهرام شاه محمدلو و همسرش

عکس همسر بهرام شاه محمدلو

 

عکس قدیمی از دوران نوجوانی بهرام شاه محمدلو

عکس دوران نوجوانی بهرام شاه محمدلو

بهرام شاه محمدلو در برنامه خندوانه

بهرام شاه محمدلو در برنامه خندوانه / تیرماه 1396

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی سیاوش طهمورث و همسرش +تصاویر و گفتگو

[ad_1]

سیاوش طهمورث

 سیاوش طهمورث بازیگر سینما و تلویزیون متولد سال 1325 در تهران می باشد و 71 سال سن دارد.

سیاوش طهمورث فعالیت هنری خود را در تلویزیون از سال 1361 با بازی در مجموعه همشهری ساخته مسعود فروتن و حسین فردرو آغاز نمود. 

وی فعالیت سینمایی خود را نیز از سال 1363 با حضور در فیلم آن سفر کرده به کارگرانی احمد نیک آذر آغاز کرد. 

ازدواج و همسرش

سیاوش طهمورث مدتهاست که ازدواج کرده است . عکسی از همسر و فرزندان او موجود نیست.

گفت و گو با سیاوش طهمورث 

سیاوش طهمورث و همسرش

گویا چند تله فیلم برای تلویزیون و رسانه های خانگی هم کار کردید؟

ـ بله یک کار نیمه تمام دارم و یک کار هم که کردم آخرش را عوض کردند و پولم را خوردند. از هر دو کار طلبکار هستم. به نظرم وزارت ارشاد باید فکری بکند که هر کسی نیاید به عنوان تهیه کننده و کارگردان مجوز بگیرد و پول بازیگر را بخورد. جالب اینکه می روند آخر فیلم را تغییر می دهند و شما را کنار می گذارند. به نظرم مسوولان باید در این مورد تصمیمی بگیرند و یا خانه سینما باید جواب گو باشد. این وضع نمی‌ شود که ما با نگرانی قرارداد می بندیم، با نگرانی کار می کنیم، با نگرانی زندگی می کنیم چرا؟ چون  عده ای همین طوری ریخته اند داخل این کار و همین جوری هم مجوز کارگردانی گرفتند.

و شما چه کسی را مسوول می دانید؟

ـ مسوولان محترم وزارت ارشاد…

بیوگرافی سیاوش طهمورث

برای تلویزیون کاری با این شرایط نداشتید؟

ـ نه این دو کار برای  شبکه نمایش خانگی است. من الان چک های برگشتی این دو فیلم را دارم. البته شکایت کردم و جلوی کارشان را گرفتند. در واقع به این آقایان مجوز پخش نمی دهند…

خیلی ها اعتقاد دارند کسانی که یک روز نویسندگان  با سابقه و کاربلد ما بودند و شخصیت های آثارشان با حساب و کتاب خلق و پرداخت می شد هم، امروز قلم آن روزها را ندارند؟

ـ من معتقدم ما نباید گناه را فقط گردن یک قشر بیندازیم. نویسنده یا کارگردان یا بازیگر یا… فکر می کنم همه مقصر هستیم. چرا؟ چون حد مشخصی نداریم. ما اول باید مشخص کنیم در کجای هنر تئاتر، سینما و تلویزیون هستیم و کجا می خواهیم برویم؟! متاسفانه آنچنان بی راهه های فراوانی وجود دارد و آنقدر در این بی راهه ها گیر کرده ایم که نمی‌ توانیم تصمیم بگیریم. نمی دانیم کجا باید برویم. نویسنده ای که قرار است فیلمنامه بنویسد هم سرگردان است. چون تکلیفش معلوم نیست. نویسنده ما نمی داند چقدر می تواند حرف بزند؟ از کجا می تواند حرف بزند و از چی می تواند حرف بزند؟ در نتیجه می افتد به تکرار، آن هم تکرار مسائل روزمره، نه چیز دیگر. این آمد او رفت، این عاشق او شد، او یکی دیگر را کشت، این با اون قهر کرد، فلان شخصیت قاچاق کرد با پلیس درگیر شد و… مسائل ما در اجتماع فقط اینها نیست. اجتماع ما پر است از سوژه های ناب، ولی ما قبل از اینکه بخواهیم مسائل اجتماعی روزمره را مورد بررسی قرار دهیم، بهتر است به موضوعات اجتماعی انسان ها بپردازیم.

در واقع ضد قهرمان و اصولاً شخصیت های مختلف با ویژگی‌ های متفاوت در همین راستا شکل می گیرند و معرفی می‌ شوند. زمانیکه ما بتوانیم شخصیت های مختلف را در جامعه مورد تحلیل قرار بدهیم.

ـ دقیقاً، اصلاً شخصیت ها در همین شرایط معرفی می شوند. آنجا می‌ توانیم تعریف کنیم ضد قهرمان کیست و قهرمان کیست! البته بگذریم که در هر جامعه بشری، هر دوی اینها وجود دارند و باید هم وجود داشته باشند. شدت و ضعف آنها است که فرق می کند. اگر ضد قهرمان در جامعه ای بر قهرمان قدرت بگیرد، آن وقت فاجعه رخ داده است. ما باید در حدی باشیم که حتی اگر سقوط کردیم، قهرمان و ضدقهرمان در برابر هم مساوی باشند. مثالی می زنم برای شما، در تمام دنیا و در گونه های مختلف نمایش، فیلم، تلویزیون و تئاتر، آثار ضعیف و حتی در حد فاجعه می بینید، امّا در کنار این کارها آثار قوی و ماندگار هم تولید می شود. اگر ما فقط به سمت ابتذال برویم یعنی تولید آثار ضعیف در نهایت ببخشید می شویم این چیزی که هستیم.

گاهی نگاه انسانی از شخصیت منفی یا همان بد من قصه گرفته می شود و عملاً طوری طراحی می شود که تماشاگر را تنها به وجوه سیاه کاراکتر ارجاع می دهد…

ـ این درست نیست…

سیاوش طهمورث و زنش

از فاکتورهای موثر در موفقیت و ماندگاری یک ضد قهرمان دراماتیک صحبت کنید.

ـ اگر ما شخصیت ها و انسان ها را سیاه و سفید نبینیم، ماجرا به واقعیت وجودی انسان نزدیک تر می شود. همه انسان ها حتماً در وجودشان رنگ آمیزی های متفاوتی دارند که در برخورد با جامعه معنی پیدا می کند. مثال می زنم، اگر شما یک شخصیت را در اطرافتان سیاه و منفی می بینید، دلیل دارد. شاید او تحت تاثیر مسائل خود خواهانه و مسائل پرت اجتماعی قرار گرفته و آنچه را که نباید حالا به خودش حق می دهد. پس شروع می کند به انجام یک عمل اشتباه، یک نوع رفتار نامناسب انسانی و…

پس با همین تعریف او هرگز متوجه ایرادات رفتاری خودش نیست و در واقع خودش را با سیاهی های رفتارش عجین نمی داند چرا که معتقد است کاری که انجام می دهد صحیح است؟

ـ بله دقیقاً، یک ضد قهرمان هرگز خودش را ضد قهرمان نمی داند. بلکه به خودش حق می دهد باید این کار را انجام بدهد. هیچ جنایت کاری نمی گوید من جانی هستم. مثالی می زنند و می گویند اولین نفری که کشتید جنایت کردید امّا دومی و سومی دیگر عادت است. پس هیچ ضد قهرمانی به قول شما و هیچ آدم منفی به قول بعضی ها خودش را سیاه نمی داند. مطلب مهم دیگر اینکه آن کسی که مثبت است هم به این دلیل مثبت است که فقط خودش را نمی بیند. دیگران را هم می بیند.

نمایش تعاریف مختلف شخصیتی در یک ضد قهرمان بر اساس زمان، موقعیت، مکان و فاکتورهای فراوان دیگر متغیر است. چه کنیم تا در خلق یک شخصیت ضد قهرمان متفاوت عمل کنیم؟

ـ چه کنیم که این ضد قهرمانان با هم متفاوت باشند. من سعی کردم تا به حال به این شکل عمل کنم. خب ما در جامعه مان فقط یک عمل بد یا یک رفتار نادرست و غیر انسانی نداریم که فقط در شرایط مختلف همان را انجام دهیم، بدی های مختلف از آدم های مختلف تراوش می کند.

در شرایط مختلف…

ـ بله در شرایط مختلف، اگر ما برای این برخوردها، کنش ها و واکنش ها تفاوت قائل شویم و میان آنها فاصله بگذاریم ضد قهرمان های متفاوتی از سیاوش طهمورث خواهید دیدکه هیچکدام شبیه به هم نیست.

از ضد قهرمانان آثار کلاسیک (سریال گرگ ها) تا سریال های روز تلویزیون (زیر تیغ)؟

ـ بله هیچ تفاوتی نباید وجود داشته باشد. بازیگر باید بتواند کارهای کلاسیک و روزمره را بازی کند. بازیگری که تنها بتواند یک ژانر و در یک گونه بازی کند دیگر بازیگر نیست هنرپیشه است…

و شما چه تفاوتی میان بازیگر و هنرپیشه قائل هستید؟

ـ حرفه هنرپیشه این است که فقط بیاید جلوی دوربین یا روی صحنه، امّا بازیگر تعهد و نسبت به کارش عشق دارد. به عرصه هنر عشق می ورزد و هنر را حرفه و شغل نمی بیند. ممکن است زندگی اش از این راه بگذرد امّا نگاه او شغل و حرفه نیست. او در عرصه هنر زندگی می کند، انسانیت را می بیند چون عشق به عالم هستی را می بیند. عشق به انسانیت دارد عشق به جامعه، عشق به مردم کشورش، عشق به اطرافیانش، دلسوز است. به همین دلیل خودش را متعهد می داند ولی یک هنرپیشه متعهد نیست. متعهد نیست چون عاشق نیست و این کار فقط شغل اوست. او فقط این کار را انجام می دهد.

فرزندان سیاوش طهمورث

نمونه ای از نقش ضد قهرمان های اخیری که شما ایفاگر آن بودید شخصیت یاوری سریال «برابر اصل» بود. به عنوان شخصیتی که در ذهن مخاطب است (به خاطر پخش اخیر) راجع به آن هم صحبت کنید؟

ـ من این سریال را نتوانستم ببینم. پس نمی توانم راجع به کلیت کار نظر دهم. او آن آدم لطمه خورده جامعه بود. اتفاقاتی در جامعه بر او مترتب شده بود که باعث شد به کاراکتر لطماتی بخورد. خیلی از رفتارهای آدمی مثل یاوری بر می گردد به موقعیت هایی که در جامعه برای او ایجاد می شود. در واقع شرایط اجتماعی، او را به این سمت و سو سوق می دهد. ما در جامعه انسانی می بینیم شخصیت هایی را که به دلیل فشار دوران کودکی، عقده های دوران نوجوانی و… دست به هر کاری می زنند تا کمبودهای آن دوره را در این روزگار جبران کنند.

حالا این کمبود می تواند مادی باشد، معنوی باشد، جایگاه اجتماعی باشد و مقامی باشد. حالا چون زود می خواهند به آنچه نداشته اند و آرزویشان بوده برسند و قرار نیست بابت آن تلاش بشود و یا رنجی کشیده شود در نتیجه مجبورند حرکتی غیر عرف یا شاید غیر انسانی انجام دهند که نتیجه اش می شود در مقابل یک قهرمان ایستادن و ضد قهرمان بودن. یاوری هم همین بود. او فقط می خواست به دست بیاورد. او قافیه را در برابر برادرش باخته پس دست به هر کاری می زند. امّا من آن برادر را که آنقدر خوب دیده می شد باز خیلی خوب نمی دیدم. او هم یکسری بدی ها داشت. حالا نمی دانم در ساختار سریال که پخش شد این ماجرا نمایش داده شد یا نه؟! آیا بدی ها و خوبی های شخصیت به اندازه کافی به تصویر کشیده شد یا خیر! چون خودم ندیدم اجازه بده راجع به آن خیلی صحبت نکنم.

در هنگام خواندن یک فیلمنامه چه برخوردی با شخصیت دارید به خصوص یک کاراکتر ضد قهرمان، چگونه با خودتان در موردش کنار می آیید؟

ـ من ماجرای خودم را با شخصیت هایی که قرار است بازی کنم دارم. من دنبال شخصیت می روم، سعی می کنم از کاراکتر وجودی طهمورث فاصله بگیرم و  دنبال کسی بروم که قرار است آن را بازی کنم. سعی می کنم شخصیت را زندگی کنم. حالا اگر کارگردان از این زندگی نهایت استفاده را برد به نظر من زندگی خودم را کرده ام، من نباخته ام چون کار خودم را کرده ام.

سیاوش طهمورث

باور تماشاگر در نزدیک شدن به یک شخصیت منفی بر می گردد به موضعی که در مقابل او می گیرد. اینکه ما بتوانیم کاری کنیم که تماشاگر از برخورد، رفتار و حتی توطئه های این شخصیت به ستوه آمده، شاکی است به قول خیلی ها، حرص مخاطب از او در آمده و خودش را دیگر در مقابل او می بیند. نمونه اش شخصیت عمو در سریال «زیر تیغ» که مخاطب کاملاً در مقابل او و کینه توزی هایش موضع داشت. البته می دانم که ایفای چنین نقش هایی سختی های خاص خودش را دارد؟

ـ سخت است. واقعاً سخت است. من بازیگری را که می خواهد خوشگل جلوی دوربین بیاید اصلاً نمی پسندم و نمی فهمم. من او را در همان تعاریف هنرپیشه ها می بینم و حس می کنم نه چیز دیگر…

فیلم های سینمایی سیاوش طهمورث 

نیمکت (۱۳۹۵)
افسونگر (۱۳۹۲)
کیمیا و خاک (۱۳۸۷)
تسویه‌حساب (۱۳۸۶)

این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
راه طی شده (۱۳۸۴)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳)
خانه‌ای در شن (۱۳۸۲)

فراری (۱۳۸۱)
مسافر ری (۱۳۷۹)
اجاره‌نشین‌ها (۱۳۶۵)

تشکیلات (۱۳۶۵)
کنار برکه‌ها (۱۳۶۵)
آن سفر کرده (۱۳۶۳)


سریال های سیاوش طهمورث 

برابر اصل
خط
شب های روشن
نابرده رنج

شهر دقیانوس
بانو
آخرین دعوت
خون بها

زیر تیغ
دعوت
باجناق ها
سایه سکوت
وارث

معصومیت از دست رفته
نسیم رویا
آبی مثل دریا
فرمان
حر بن عبدی

مسافر ری
فکر پلید
به سوی افتخار
برادر خواب
بازگشت پرستو ها
وکلای جوان

مجسمه های گچی
شبحی در تاریکی
شلیک نهایی
در پناه تو

گرگ ها
حکایت مسافر گمنام
آئینه
افسانه سلطان و شبان
شاه کار
همشهری

سیاوش طهمورث ,بیوگرافی سیاوش طهمورث ,عکس سیاوش طهمورث

تاتر های سیاوش طهمورث

نمایشنامه‌خوانی اژدهاک در سانفرانسیسکو با حضوربهرام بیضایی 

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی دانیال عبادی و همسرش +گفتگو و عکس‌ها

[ad_1]

 دانیال عبادی

بیوگرافی و زندگینامه اش

دانیال عبادی بازیگر سینما و تلویزیون در تاریخ 5 شهریور ماه سال 1361 در مشهد متولد شده است و 35 سال سن دارد. پدرش اهل مشهد و مادرش تهرانی می باشد.

تحصیلات : وی دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی (MBA)  است. 

دانیال عبادی فعالیت هنری و بازیگری خود را در سال 1385 با بازی در فیلم غیر منتظره به کارگردانی محمد هادی کریمی آغاز نمود. 

ازدواج و همسر

دانیال عبادی تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

«در شرایط فعلی به خاطر مشکلاتی که ما با آنها مواجه شده ایم فکر می کنم نه تنها من بلکه اکثر مردم دغدغه مسائل کاری و اقتصادی را دارند.»

شاید خیلی از طرفداران این بازیگر جوان و خوش قیافه دوست داشته باشند بدانند او درباره ازدواج چه نظری دارد و آیا تصمیم ندارد از مجردی دربیاید و به جمع متاهل ها بپیوندد؟ او در این مورد می گوید: «از نظر من ازدواج یک اتفاق است و اینطور نیست که من تصمیم بگیرم یا نگیرم، فکر می کنم خودش بر اساس نیاز من به موقع شکل می گیرد. من هم دوست دارم صبر کنم و ببینم این اتفاق کی برایم پیش خواهد آمد.»

دانبال عبادی و همسرش

چگونگی ورود به بازیگری

من فیلمنامه نویسی را دوست داشتم . دو ٬ سه تا کار کوچیک هم کرده بودم در حد سیناپس و طرح اولیه برای فیلم کوتاه . من کارهای دکتر کریمی را خیلی دوست داشتم و دنبال می کردم مخصوصاً رستگاری در هشت و بیست دقیقه ٬ شمعی در باد و … ٬ فیلمنامه هایش را خیلی دوست داشتم ٬مخصوصاً فیلمنامه رخساره را وهمین طور هم که پیش می رفت کارهای جدیدشون.

 شهاب حسینی دوست عزیز من ٬ خیلی عزیز من ٬ من را معرفی کرد به دکتر کریمی برای بازی ، چون ایشان در جریان داستان فیلم بودند و می دانستند دکتر تست های متعددی گرفته اند ولی به چهره و بازی ایده آلشان نرسیده اند. ایشان مرا برای بازی معرفی کردند، درحالیکه خودم درجریان نبودم، از تمام کمک های شهاب عزیزم و اعتمادی که به من کرده اند ومرا معرفی کرده اند و بعد اعتماد به نفسی که به من در جریان بازی بخصوص در صحنه هایی که در خدمتشان بودم بسیار سپاسگزار. آقای دکترهم پیشنهاد تست را به من دادن که من هم تست دادم و قبول شدم . این شد که اصل داستان تغییر کرد اما کماکان بدنبال فیلمنامه نویسی هم هستم اگر خدا بخواهد .

علاقه به روزش

«ورزش جزو لاینفک زندگی است. اگر هم بخواهم نمی توانم ورزش نکنم. قبل از هر چیزی در زندگی ام یک ورزشکار بودم. از بچگی ورزش می کردم و چند سالی هم جزو تیم ملی خردسالان و نونهالان ژیمناستیک بودم. بعد از آن 4 سال جزو تیم ملی نوجوانان و جوانان کاراته بودم و به صورت حرفه ای کاراته کار می کردم. ورزش های دیگر مثل شنا، دوومیدانی و ورزش های توپی مثل بسکتبال را هم همیشه دنبال کرده ام. البته تازگی به ورزش های جدید علاقه مند شدم. مثل اتومبیلرانی و موتورسواری کراس. برای حرفه بازیگری به طور مرتب بدنسازی کار می کنم وهمیشه هم سعی می کنم بدنم را روی فرم نگه دارم.»

بیوگرافی دانیال عبادی

اینستاگرام دانیال عبادی : instagram.com/Danialebady

دانیال عبادی

گفتگو با دانیال عبادی

در مدرسه چطور دانش آموزی بودید؟
(می خندد) شیطان بودم ولی مشکل انضباطی نداشتم.  در دانشگاه درس خوان تر شدم و به تازگی مدرک کار شناسی ارشدم را گرفته ام.

در انشاهای مدرسه وقتی موضوع می خواهید در آینده چه کاره شوید بود، هیچ وقت نوشته بودید بازیگر؟
راستش از انشا بدم می آمد چون بلد نبودم بنویسم. هیچ وقت هم ننوشته بودم که می خواهم بازیگر شوم  ولی از بچگی دوست داشتم این اتفاق بیفتد.

در سینمای ایران الگویی برای خودت داری ؟

من به هیچ عنوان الگویی برای خودم ندارم ٬ یادمه یک استاد داشتیم همیشه میگفت: “الگوبرداری ممنوع ٬ یعنی سقوط . الگو سازی بسیار” . یعنی تو زمانی که به جایی برسی که از یک الگو، الگو برداری کنی میشی کپی که نهایتش میشه کپی برابر اصل ولی باز هم کپی هستی. ولی اگه تو الگو سازی بکنی برای خودت ٬ یعنی رل مادل (Role Model) داشته باشی خوبه ، با خودت بگی چطور دیگرانی که شرایط فیزیکی و هوشی و عاطفی یکسانی با تو دارند ودر همان جامعه زندگی می کنند می توانند موفق شوند ولی تو نتوانی، پس تلاش کنیم ، برنامه داشته باشی و به خدا توکل کنی که تو هم به آن چیزی که به نظرت موفقیت است برسی. این یعنی الگوسازی ، اما اینکه غایت تلاش تو این باشد که بشوی عین کسی که الگوی تو بوده غلط است .

در مدرسه تئا تر کار می کردید؟
در دبستان کار می کردم و همین طور در دبیرستان که در حد همان کار آموزشگاهی بود.

عکس دانیال عبادی

چطور شد که ستاره نشدم

 وقتی دانیال عبادی کارش را شروع کرد خیلی ها پیش بینی می کردند او به زودی به یک ستاره بدل خواهد شد و جای ستاره هایی مثل رضا گلزار و بهرام رادان را خواهد گرفت، پیش بینی ای که هیچ وقت نه در مورد او نه بعضی دیگر از هم نسل های او مثل مصطفی زمانی اتفاق نیفتاد.

عبادی در این باره می گوید: «اینکه من و هیچ کدام از هم دوره ای هایم ستاره نشدیم به خاطر این بود که کلا سینمای ما جلوی روند ستاره شدن بازیگران را گرفته است. یعنی ما یک مقطع کوتاهی را داشتیم که این ستاره سازی به حد اعلای خودش رسید و بعد از آن این روند رو به افول رفت و جلوی آن را گرفتند. یعنی نگذاشتند که این اتفاق دیگر بیفتد و شاید نمی خواهند که سینمای ما ستاره ای داشته باشد. من هم جزو بازیگرانی بودم که قربانی این تصمیمات شده ام و فکر می کنم حالا ما باید راه و روش دیگری را باید برای ستاره شدن انتخاب کنیم. ما باید سعی کنیم انتخاب های درستی داشته باشیم و همینطور از روش های دیگری که در صنعت سینما وجود دارد استفاده کنیم اما دیگر کار به آن راحتی سابق نیست که صرفا یک بازیگر خوش قیافه و جوان بیاید چهارتا کار نقش یک بازی کند و ما دیگر از فردا به او ستاره بگوییم.»

هنوز هم در برخی موقعیت ها دچار حس شب امتحان می شوید؟
تعریف حس شب امتحان برای هر کسی فرق می کند، برای من حسی بود توأم با ترس و استرس. وقتی شرایط ما با حسمان سازگار نباشد این اتفاق می افتد ولی ما در این دوره و زمانه سعی می کنیم حس هایمان را با شرایطمان سازگار کنیم.

دانیال عبادی

بزرگ ترین ترس شما چیست؟
من بسیار منطقی هستم و معتقدم که از چیزی نباید ترسید، اگر هم ترسی باشد از چیزی است که نتوان برایش دلیل و توجیهی پیدا کرد. من تمام تلاشم را برای کارم می کنم اما فکر اینکه راه را اشتباه رفته باشم و به نتیجه دلخواهم نرسم، ترس که نه، نوعی قلقلک برایم به دنبال دارد.

ازدواج دانیال عبادی

فیلم های سینمایی دانیال عبادی

۱ –  دو عروس (۱۳۹۴) 
۲ –  آتش بس2 (۱۳۹۳) 
۳ –  دریاکنار (۱۳۹۳) 
۴ –  مجرد 40 ساله (۱۳۹۳) 
۵ –  کالسکه (۱۳۹۲) 

۶ –  متل قو (۱۳۹۱) 
۷ –  کاغذ خروس نشان (۱۳۹۰) 
۸ –  پایان دوم (۱۳۸۹) 
۹ –  قبرستان غیرانتفاعی (۱۳۸۹) 
۱۰ –  یکی از ما دو نفر (۱۳۸۹) 

۱۱ –  امشب شب مهتابه (۱۳۸۷) 
۱۲ –  کریستال (۱۳۸۷) 
۱۳ –  غیرمنتظره (۱۳۸۵) 

سریال های دانیال عبادی

معراجی ها
راستش را بگو

حضور دانیال عبادی در برنامه دورهمی مهران مدیری در سال 96

دانیال عبادی در دورهمی

بیوگرافی دانیال عبادی و همسرش

 

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی کوروش تهامی و همسرش پونه یزدانی + عکس‌ها و مصاحبه

[ad_1]

کوروش تهامی

بیوگرافی و زندگینامه

کوروش تهامی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 4 اردیبهشت 1350 در تهران می باشد و 46 سال سن دارد.

تحصیلات : تهامی دارای مدرک لیسانس تاتر از دانشگاه آزاد می باشد. 

کوروش تهامی فعالیت بازیگری و  هنری خود را از سال 1375 با حضور در فیلم سینمایی سینما سینماست ساخته سید ضیا الدین دری آغاز نمود. 

وی در سال 85 با بازی در سال زیر تیغ به خوبی شناخته شد . همچنین در سال 89 نیز در سریال ملکوت با بازی در یک نقش متفاوت در یادها ماند . آخرین حضور او در تلویزیون نیز بازی در سریال گمشدگان به کارگردانی رضا کریمی می باشد که تابستان 96 روی آنتن میرود .

ازدواج ها و همسران

کوروش تهامی تا کنون دوبار ازدواج کرده است , بار شبنم طلوعی که این ازدواج منجر به طلاق شان گردید و همسر سابق او هم اکنون در شبکه انگلیسی من و تو حضور دارد. اما ازدواج دوم او با پونه یزدانی بوده است که هم اکنون با یگدیگر زندگی میکنند.همسر جدید کوروش تهامی.

کوروش تهامی و همسرش

گفت و گو با کوروش تهامی و همسر جدیدش پونه یزدانی

ماجرای آشنایی و ازدواج

کورش : نحوه آشنایی ما خیلی هنری بود (می‌خندد). همسرم برای خرید یک سی‌دی موسیقی وارد مغازه‌ای شد که من هم داشتم از آنجا خرید می‌کردم و اتفاقا من هم آن موسیقی را خیلی دوست داشتم. وقتی دیدم ایشان سخت مشغول توضیح دادن هستند و فروشنده هم متوجه نمی‌شود، وارد معرکه شدم و با توضیحاتم که البته کمی هم مخصوص بود، مغازه‌دار را متوجه کردم موسیقی کار کیست و خواننده آن آلبوم چه کسی است.

پونه یزدانی : خیلی جالب بود. کورش عینک بزرگی زده بود و من نشناختمش. آمد جلو و گفت بگذارید کمک‌تان کنم. فکر کنم دلش سوخته بود (می‌خندد). چون من هرچه توضیح می‌دادم فروشنده اصلا متوجه نمی‌شد. به هرحال کورش آمد و قسمتی از آن آواز را خواند و من با کمال تعجب گوش می‌کردم. بالاخره جناب فروشنده متوجه شد ما از کدام آلبوم و کدام خواننده حرف می‌زنیم. آن روز را فراموش نمی‌کنم، اتفاق بسیار جالبی بود.

کورش : اولین جرقه آشنایی ما آنجا بود و بعد هم رفت‌وآمد‌های معمول و خواستگاری و ازدواج.

همسر کوروش تهامی

اینستاگرام کوروش تهامی : instagram /Kooroshtahami

درهمه کارها مشارکت و مشورت داریم

کورش : خدارا شکر ارتباط بسیار خوبی با هم داریم و از بودن در کنار هم لذت می‌بریم. زحمت بسیاری از هماهنگی‌های زندگی‌مان مانند سفرها، دیدارهای خانوادگی، رفت‌وآمد و. . . برعهده همسر عزیزم است و اوست که در زندگی مشترک‌مان مراقب خیلی از مسائل است.

پونه : ما از همان ابتدای ازدواج بنا را بر مشارکت و مشورت گذاشتیم و من هم همیشه سعی می‌کنم در تمام کارها با هم همفکری داشته باشیم و معمولا کمتر اتفاق می‌افتد کاری را بدون مشورت با هم انجام دهیم.

به خواسته‌های یکدیگر احترام می‌گذاریم

کورش : فکر می‌کنم رمز ارتباط خوب‌مان به‌خاطر احترام گذاشتن به خواسته‌های یکدیگر است. ببینید زندگی مشترک یک اتفاق دوطرفه است. به نظر من در زندگی زناشویی هرگز نباید صرفا به توقعات، خواسته‌ها یا حتی آرزوهای خود فکر کنیم و همیشه باید بدانیم 50 درصد این قضیه همسرمان است.

اینکه شخصی تصمیم گرفته در تمام شرایط همراه شما باشد و البته ثابت کرده که چنین است، در این روزگار ارزش این را دارد که برایش جان بدهی؛ بنابراین احترام گذاشتن به خواسته‌ها و علایق و مشورت کردن‌هاست که باعث استحکام روابط و درنتیجه علاقه و محبت می‌شود.

پونه : من هم در این زمینه با همسرم موافقم. وقتی در زندگی زناشویی طرف مقابل برای شما اهمیت قائل شود و این اهمیت و توجه برای هر دو طرف ثابت شود، احساس خواهید کرد به تکیه‌گاه درستی اتکا کرده‌اید و به این شکل، ارتباط‌ها هم خوب می‌شود و استحکام و البته دوام پیدا می‌کند.

بیوگرافی کوروش تهامی

برنامه‌ریزی سفرها با همسرم است

پونه : تفریحات مشترک ما زیاد است؛ سفر، سینما، خرید، پیاده‌روی و البته رستوران و. . .

کورش : ما واقعا به سفر خیلی علاقه داریم و برای سفرهای‌مان هم بسیار برنامه‌ریزی می‌کنیم که البته تقریبا همه این برنامه‌ریزی‌ها توسط همسر عزیزم انجام می‌شود. ما طی سال و به فراخور فرصت‌ها و زمان‌های فراغت، برای سفر برنامه می‌چینیم. به نظر ما سفر باعث می‌شود آدم‌ها بهتر خودشان را بشناسند و البته دیدن مکان‌های جدید و زیبا و همینطور برقرار کردن ارتباط با آدم‌های جدید روحیه هر شخص را عوض می‌کند و باعث نشاط می‌شود.

پونه : سفر باعث ایجاد حس شادی در انسان می‌شود؛ ضمن اینکه شما می‌توانید با یک سفر خاطره‌انگیز خستگی‌های روحی که به واسطه کار یا روزمرگی سراغ‌تان آمده از خود دور کنید. من فکر می‌کنم با کمی برنامه‌ریزی اصولی همه می‌توانند به سفر بروند و با دیدن جاهای جدید و نو روح‌شان را تازه کنند. غیر از این سفرهای گروهی هم می‌تواند خیلی جذاب و به یاد ماندنی باشد. من یکی از طرفداران سفرهای دسته‌جمعی هستم.

کورش : درکنار سفر که شاید تفریح اصلی ما باشد، اهل سینما رفتن هستیم و در خانه هم فیلم زیاد می‌بینیم. خرید جزء برنامه‌های اصلی ماست چون هر دو به شکل عجیبی عاشق خرید کردن هستیم (می‌خندد). من حتی خرید از سوپر مارکت را هم دوست دارم. پیاده‌روی و رستوران هم جزو تفریحات ماست. من مطالعه را هم خیلی دوست دارم و به‌شدت روزنامه‌خوان هستم.

عکسهای کوروش تهامی

در رشته گریم آموزش دیده‌ام

پونه : من در رشته گریم آموزش دیده‌ام و این رشته را که اتفاقا مرتبط با عالم سینما و هنر است خیلی دوست دارم. هنوز این فرصت را نداشته‌ام که در این رشته فعالیت کنم اما می‌دانم کاری جذاب و البته سخت است.

همه نقش‌های کورش را دوست دارم

پونه : انتخاب یکی از کارهای همسرم واقعا سخت است. همه کارهای ایشان را دوست دارم؛ چون می‌دانم و می‌بینم برای اجرای تک‌تک نقش‌های‌شان چقدر وقت و انرژی می‌گذارند. همه کارهای‌شان دوست‌داشتنی هستند؛ چون هیچکدام سرسری اجرا نشده و پشت تمام‌شان فکر و انرژی بوده. اصلا مگر کورش تهامی تابه حال کار بد هم داشته؟!

زندگی با یک بازیگر راحت نیست

پونه : زندگی با یک بازیگر به‌هرحال راحت نیست. کورش یک رویه کاملا منحصر به فرد در این حرفه دارد و بسیار محترمانه با خودش، همکارانش و حرفه‌اش برخورد می‌کند. برای کورش خیلی مهم است که نگاه مردم نسبت به این حرفه پاک باشد و به همین دلیل آگاهانه خیلی مسائل را رعایت می‌کند. همسرم معتقد است از این حرفه نباید سوءاستفاده شود، هر کسی نباید وارد آن شود و کسی هم نباید خدای ناکرده آلودگی وارد این حرفه کند.

شاید باورتان نشود ولی گاهی ساعت‌ها از دست بعضی آدم‌ها حرص می‌خورد و با خودش کلنجار می‌رود که چطور می‌شود غیرمستقیم آنها را متوجه اشتباه‌شان کرد تا به آنها برنخورد. کورش همه این دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش را با من در میان می‌گذارد و می‌دانم و درک می‌کنم که چقدر حواسش به همکاران و مسائل مرتبط با کارش هست و از اتفاقات اینچنینی متاثر می‌شود.

گذشته از اینها کار بازیگری مانند بسیاری از مشاغل نیست که زمان مشخصی داشته باشد و ساعت کاری در آن از قبل به شکل دقیق اعلام شود. یعنی خیلی اوقات ساعات کاری همسرم بیشتر از آن چیزی می‌شود که ما تصور می‌کردیم؛ بنابراین تمام قول و قرارهای‌مان به هم می‌خورد و حتی ممکن است بعضی از دوستان یا فامیل ناراحت شوند که چرا ما مثلا وقتی دعوت‌مان کرده‌اند نتوانسته‌ایم به خانه‌شان برویم. البته من معمولا سعی می‌کنم با برنامه‌ریزی و صحبت کردن با این عزیزان قضیه را درست کنم، خب بالاخره این شغل همسر من است و می‌دانم حرفه‌اش برایش چقدر عزیز و مهم است.

کورش : از همسرم به‌خاطر درک این موضوع تشکر می‌کنم.

همسرم حواسش به تغذیه‌مان است

کورش : ورزش در زندگی‌مان جایگاه مهمی دارد. به هرحال بدن یک بازیگران یکی از ابزارهای کار اوست و نباید از فرم خارج شود. خوشبختانه همسرم بسیار پیگیر تغذیه سالم و نوشیدن آب به شیوه صحیح در روز و این قبیل مسائل است که برای هر فرد ازجمله یک بازیگر خیلی مهم است.

پونه : تغذیه سالم نقش مهمی در سلامت روح و جسم دارد. خب روزی هشت لیوان آب که باید میل شود. در مورد تغذیه هم ما معمولا صبحانه را کامل صرف می‌کنیم. برنجی که در خانه ما صرف می‌شود برنج قهوه‌ای است و با غذاهایی کم روغن و کم نمک سرو می شود. روغن هم معمولا یا روغن زیتون است یا روغن کنجد. سبزی و میوه هم همیشه در برنامه غذایی‌مان است؛ مخصوصا عصر‌ها یا شب‌ها که حتما سعی می‌کنیم میوه تازه صرف کنیم.

مشارکت در خانه‌داری

کورش : خداراشکر در همه کارهای‌مان مشارکت داریم. به‌هرحال قرار نیست همه کارها سر یک نفر انباشته شود. در مورد کارهای منزل هم همیشه با هم تقسیم کار می‌کنیم. به‌نظرم در زندگی مشترک همه چیز باید به اشتراک گذاشته شود؛ حتی کارهای خانه (می‌خندد).

خرید هدیه وظیفه یک مرد است

کورش : من فکر می‌کنم وظیفه یک مرد است که در مناسبت‌های مختلف برای همسرش هدیه بخرد و اهمیت او را در زندگی فراموش نکرده و به این شکل یادآوری کند.

پونه یزدانی: من هم همین نظر را دارم و معتقدم باید به همسرمان در مناسبت‌های مختلف مثل تولد، عید، سالروز ازدواج و. . . هدیه بدهیم و البته هدیه بگیریم (می‌خندد). این جور کارها ممکن است در نگاه اول خیلی مهم به‌نظر نرسند اما در بطن خود باعث می‌شوند زوج‌ها بیشتر به هم علاقه‌مند شوند و رابطه و درنتیجه زندگی‌شان زیباتر شود.

به داشتن فرزند فکر می‌کنیم

پونه : می‌دانیم ورود فرزند به زندگی زوج‌ها مسوولیت سنگینی با خود به همراه می‌آورد ولی به داشتن فرزند فکر می‌کنیم.

کورش تهامی: کاملا با همسرم موافقم. بچه‌دار شدن در کنار شیرینی‌هایش، مسوولیتی سنگین است و باید قبل از داشتن فرزند خوب در موردش فکر کرد و آگاهانه تصمیم گرفت.

حرف آخر

کوروش : دوست دارم به عنوان حرف پایانی چند جمله عرض کنم «ما جزو ثروتمند‌ترین آدم‌های جهان هستیم چون خدا را در زندگی‌مان داریم. خدایا سپاس به‌خاطر این همه حضورت در زندگی‌مان. . .» .

کوروش تهامی

سریال های کوروش تهامی

1385 زیر تیغ
1386 ساعت شنی
1387 شب می گذرد

1388 خسته دلان
1389 ملکوت
شوق پرواز
تبریز در مه
قلب یخی
عصر پاییزی
گمشدگان – 1396

خانواده کوروش تهامی

لیست فیلم های سینمایی

1375 سینما سینماست
1376 ساحره
1378 دفتری از آسمان
شراره

1379 مریم مقدس
1382 این زن حرف نمی زند
1383 به رنگ ارغوان
از دوردست

شبانه
امیر بنکدار
1385 سرگیجه
نسل جادویی

1386 آن مرد آمد
1389 برف روی شیروانی داغ
1391 بی خداحافظی

1391 دل بی قرار
1393 آشوب
1394 رگ خواب

فیلم های تلویزیونی کوروش تهامی

1380 گنج
1384 زندگی برگ برگ
1387 شبهای خرمشهر
1388 خانه ای در غبار
1387 ماه از روی سکو
1389 بازی مهره سفید

کوروش تهامی و همسرش جدیدش پونه یزدانی و همسر سابقش شبنم طلوعی

[ad_2]

لینک منبع